جایگاه انگشتر در اسلام

نامه الکترونیک چاپ PDF

جایگاه انگشتر در اسلام

انگشتر در ميان اديان گذشته و انبياي سلف جايگاه ممتازي داشته است و سابقه آن به حضرت آدم عليه السلام بازمي گردد. حضرت آدم عليه السلام زماني كه از بهشت به سوي زمين هبوط كرد، به همراه خود انگشتري از بهشت آورد.استفاده از اين زينت تا زمان رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم ادامه داشت. رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم نيز داراي انگشترهاي متعدّدي بود.(6) اين زينت در دين اسلام به عنوان مستحبّي مؤكّد مي باشد. «إنَّ مِنَ السُّنَّةِ لُبْسُ الْخاتَمْ (7)؛ دست كردن انگشتر از سنّت هاي رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم است زماني كه حضرت ابراهيم عليه السلام در ميان منجنيق قرار داشت و مي رفت كه در ميان شعله هاي برافروخته نمرود قرار گيرد و بسوزد، خداوند به وسيله جبرئيل انگشتري براي او فرستاد كه روي آن اذكاري نوشته شده بود تا با دست كردن آن، از آتش در امان بماند

 

 

 

 

ماجراى ميعاد حضرت موسى، در سوره‏هاى اعراف و طه نيز آمده است. محلّ وعده، كوه طور و مدّت آن ابتدا سى شب ...



تفسير نور    ج‏1    109    نكته‏ها: .....  ص : 109

گروهى از آنان به همراه مرده، طلا و زيورآلات دفن مى‏كردند تا مرده به عنوان جريمه‏ى گناهانش بپردازد.

تفسير نور    ج‏1    114    نكته‏ها: .....  ص : 114

ماجراى ميعاد حضرت موسى، در سوره‏هاى اعراف و طه نيز آمده است. محلّ وعده، كوه طور و مدّت آن ابتدا سى شب معيّن شده بود و در وعده‏گاه، ده شب ديگر به آن اضافه شد كه اين مدّت براى دريافت كتاب تورات بود، ولى بنى اسرائيل على رغم اينكه رهبرى همچون هارون، برادر حضرت موسى را در ميان خود داشتند، همه‏ى نعمت‏ها و الطاف الهى را فراموش كرده و به سراغ گوساله پرستى رفتند. گوساله‏اى از طلا كه بدست مجسمه سازى هنرمند به نام سامرى، در غياب موسى ساخته شده بود.

تفسير نور    ج‏1    114    نكته‏ها: .....  ص : 114

ج: استفاده از طلا و زيور آلاتى كه جاذبه داشت.

تفسير نور    ج‏2    26    [سوره آل‏عمران(3): آيه 14] .....  ص : 26

عشق و علاقه به زنان و فرزندان پسر و اموال زياد از طلا و نقره و اسبان ممتاز و چهارپايان و كشتزارها كه همه از شهوات و خواسته‏هاى نفسانى است، در نظر مردم جلوه يافته است، (در حالى كه) اينها بهره‏اى گذرا از زندگانى دنياست و سرانجام نيكو تنها نزد خداوند است.

تفسير نور    ج‏2    26    نكته‏ها: .....  ص : 26

«يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً» و «فَرَآهُ حَسَناً» و از سوى شيطان: «زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ» و از طرف اطرافيان متملّق «زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ» مصاديق جلوه‏هاى دنيا كه در آيه ذكر شده، با توجّه به زمان نزول آيه است و مى‏تواند در هر زمانى مصاديق جديدى داشته باشد. طلا و نقره، كنايه از ثروت اندوزى، و اسب كنايه از مركب و وسيله‏ى نقليّه است.

تفسير نور    ج‏2    108    [سوره آل‏عمران(3): آيه 91] .....  ص : 108

همانا كسانى كه كفر ورزيدند و در حال كفر (بدون توبه) مردند، اگر چه زمين را پر از طلا كرده و به عنوان فديه و باز خريد (از عذاب) بدهند، هرگز از هيچ يك از آنان پذيرفته نمى‏شود. آنان را عذابى دردناك است و برايشان هيچ ياورى نيست.

تفسير نور    ج‏2    109    پيام‏ها: .....  ص : 109

1 كافر مردن، بزرگ‏ترين خطر است. «ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ» و مسلمان مردن، آرزوى پيامبران است. «تَوَفَّنِي مُسْلِماً» 2 در قيامت، مال دنيا بى‏ارزش است و ذرّه‏اى كارآيى ندارد. گرچه از جنس طلا و مقدار آن به اندازه ظرفيّت زمين باشد، باز هم پشيزى ارزش ندارد. «مِلْ‏ءُ الْأَرْضِ ذَهَباً» 3 ايمان، ارزشى فراتر از تمام مادّيات دارد. در قيامت تنها ايمان است كه مى‏تواند انسان را نجات دهد. «مِلْ‏ءُ الْأَرْضِ ذَهَباً» 4 مرگ در حال كفر، زمينه‏ى شفاعت را از بين مى‏برد. «ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ»

تفسير نور    ج‏2    353    نكته‏ها: .....  ص : 352

يك ديه و خونبهاى كامل، به اندازه‏ى متوسط درآمد يك فرد عادّى است. هزار مثقال طلا يا صد شتر و يا دويست گاو.

تفسير نور    ج‏3    81    نكته‏ها: .....  ص : 81

از مرحوم سيد مرتضى علم الهدى (از علماى هزار سال قبل) پرسيدند: چرا دستى كه پانصد مثقال طلا ديه دارد، به خاطر يك چهارم مثقال دزدى، قطع مى‏شود؟ پاسخ فرمود:

تفسير نور    ج‏3    81    نكته‏ها: .....  ص : 81

طبق روايات، مقدار قطع دست، چهار انگشت است و بايد انگشت شست و كف دست باقى بماند. مقدار مالى هم كه به خاطر آن دست دزد قطع مى‏شود، بايد حد اقل به قيمت يك چهارم دينار (يك چهارم مثقال طلا) باشد. مال هم بايد در مكان حفاظت شده باشد، نه در

تفسير نور    ج‏3    329    نكته‏ها: .....  ص : 329

جایگاه طلا در اسلام

گروهى از كفّار قريش، نزد پيامبر آمده، گفتند: تو هم مانند موسى و عيسى معجزاتى بياور تا به تو ايمان آوريم، حضرت پرسيد: چه كنم؟ گفتند: كوه صفا را تبديل به طلا كن، مردگان ما را زنده كن، خدا و فرشتگان را نشانمان بده و آن گاه سوگند ياد كردند كه در اين صورت ايمان خواهند آورد. آيه نازل شد كه معجزه دست خداوند است و طبق حكمت انجام مى‏گيرد، نه هوس‏هاى مردم.

تفسير نور    ج‏4    179    نكته‏ها: .....  ص : 179

امام باقر عليه السلام فرمود: حضرت موسى عليه السلام به خدا گفت: سامرى، گوساله‏اى از طلا براى مردم ساخته است، امّا صداى آن از چيست؟ وحى آمد كه اين وسيله‏ى آزمايش مردم است، «يا موسى ان تلك فتنة فلا تفحص عنها»، قرآن نيز مى‏فرمايد: «إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ وَ تَهْدِي مَنْ تَشاءُ» قرآن، به مسأله‏ى گوساله‏پرستى بنى اسرائيل، در چهار سوره اشاره نموده است. البتّه‏

تفسير نور    ج‏4    181    پيام‏ها: .....  ص : 180

(مجسّمه‏ى طلا) «حُلِيِّهِمْ عِجْلًا» 4 ارتدادِ اقوام، سابقه‏ى طولانى دارد. «وَ اتَّخَذَ» ... «عِجْلًا ...»

تفسير نور    ج‏5    52    [سوره التوبة(9): آيه 34] .....  ص : 52

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بسيارى از دانشمندان و راهبان، (با سوء استفاده از موقعيّت خود،) اموال مردم را به ناحق مى‏خورند و آنان را از راه خدا باز مى‏دارند. و كسانى كه طلا و نقره مى‏اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمى‏كنند، پس آنان را به عذابى دردناك، بشارت بده!

تفسير نور    ج‏5    53    نكته‏ها: .....  ص : 53

«الذَّهَبَ» به معنى طلاست، و به دليل اينكه زود از دست مى‏رود، يا آنكه مردم به سويش مى‏روند، به طلا، «ذهب» گفته شده است. «الْفِضَّةَ» به نقره گفته مى‏شود، چون زود پراكنده مى‏شود، يا مردم به سوى آن جذب نمى‏شوند.

تفسير نور    ج‏5    54    زكات در روايات .....  ص : 53

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: هر مالى كه زكات آن پرداخت نشود كنز است، گرچه پنهان نباشد، يا غير طلا و نقره باشد.

تفسير نور    ج‏5    56    پيام ها: .....  ص : 55

8 جمع‏آورى طلا و نقره و پول، و انفاق نكردن و احتكار آن، گناه كبيره است.

تفسير نور    ج‏5    57    پيام ها: .....  ص : 57

1 خداوندى كه انسان‏ها را به همان صورت اوّل زنده مى‏كند، مى‏تواند جمادات و طلا و نقره را هم به همان صورتِ دنيوى، حاضر سازد. «هذا» 2 كيفر و پاداش انسان در قيامت، با اعمال او در دنيا متناسب است. «هذا ما كَنَزْتُمْ» 3 يكى از ابزارهاى شكنجه در قيامت، اموال دنيوى است. «هذا ما كَنَزْتُمْ» 4 در قيامت، خداوند شيرينى مال و ثروت را از ذائقه‏ى زراندوزان در مى‏آورد.

تفسير نور    ج‏5    291    نكته‏ها: .....  ص : 291

گاهى كفّار از پيامبر مى‏خواستند كوه‏هاى مكّه را با معجزه به طلا تبديل كند و يا فرشته‏اى براى تأييد او نازل شود، از سوى ديگر بعضى به خاطر بغض و كينه حاضر نبودند كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آنچه را مربوط به حضرت على عليه السلام است، بيان كند و اگر هم بيان مى‏فرمود، نمى‏پذيرفتند. لذا پيامبر صلى اللَّه عليه و آله سينه‏اش تنگ و ناراحت مى‏شد و در نتيجه پيام آيات را به تأخير مى‏انداخت و اين با عصمت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله منافاتى ندارد. زيرا گاهى ابلاغ پيام الهى فورى نيست و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله هم روى ملاحظاتى كه آن هم شخصى نيست، (بلكه بر اساس مصلحت است،) ابلاغ آيات را به تأخير مى‏انداخت. امّا با نزول اين آيه، آن ملاحظات هم كنار گذاشته مى‏شود و با قاطعيّت، پيام آيه ابلاغ مى‏گردد.

تفسير نور    ج‏6    105    نكته‏ها: .....  ص : 103

در تفسير مجمع البيان و الميزان از نوع عملكرد يوسف عليه السلام اينگونه ياد مى‏شود: وقتى قحط سالى شروع شد حضرت يوسف در سال اوّل، گندم را با طلا و نقره، در سال دوّم، گندم را در مقابل جواهر و زيورآلات، در سال سوم، گندم را با چهارپايان، در سال چهارم، گندم را در مقابل برده‏ها، در سال پنجم، گندم را با خانه‏ها، در سال ششم، گندم را با مزارع و در سال هفتم، گندم را با برده گرفتن خود مردم معامله نمود. وقتى سال هفتم به پايان رسيد، به پادشاه مصر گفت: همه‏ى مردم و سرمايه‏هايشان در اختيار من است، ولى خدا را شاهد

تفسير نور    ج‏7    48    نكته‏ها: .....  ص : 48

در روايتى ديگر آمده است: مقدارى طلا، نزد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آوردند، پيامبر در همان زمان همه‏

تفسير نور    ج‏7    80    نكته‏ها: .....  ص : 80

كفّارِ بهانه‏جوى مكّه، از پيامبر تقاضاى معجزات متعدّدى داشتند، از جمله مى‏خواستند بعضى از كوه‏هاى مكّه (كوه صفا) را به طلا تبديل كند، يا كوه‏ها جابه‏جا شده و زمين براى كشاورزى به وجود آيد. خداوند مى‏فرمايد: به تجربه‏ى تاريخ، كفّار لجوج با ديدن اين نشانه‏ها نيز ايمان نمى‏آورند و نظام آفرينش، دستخوش هوسهاى افراد لجوج نمى‏شود. و اگر معجزه به پيشنهاد مردم ارائه شود و به آن كفر ورزند، عقوبت دنيوى آنان حتمى است.

تفسير نور    ج‏7    116    نكته‏ها: .....  ص : 116

در واقع توقّع نابجا، قساوت، لجاجت، بهانه‏گيرى، ناآگاهى به هدف و بى‏ادبى دست به دست هم مى‏داد و سبب مى‏شد كه از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله درخواست‏هاى غير منطقى داشته باشند، از قبيل: چشمه‏ى آب، باغ، رودخانه، سقوط آسمان، احضار خدا و فرشتگان، خانه طلا، پرواز به آسمان، نامه‏ى خصوصى از سوى خدا.

تفسير نور    ج‏7    117    پيام‏ها: .....  ص : 117

2 هدف پيامبران، ارشاد مردم به توحيد بود، ولى گروهى به فكر باغ و طلا و نقره بودند. «لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا» ...

تفسير نور    ج‏7    167    پيام‏ها: .....  ص : 167

4 معاد، روحانى و جسمانى است، چون اگر روحانى بود، نيازى به طلا و حرير

تفسير نور    ج‏7    214    نكته‏ها: .....  ص : 214

جایگاه طلا در اسلام

پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله در روايتى فرمودند: آن گنج، كلماتى حكيمانه بود كه بر صحيفه‏اى از طلا نوشته شده بود. مضمون آن حكمت‏ها اين بود: تعجّب از كسى كه ايمان به تقدير الهى دارد، چرا محزون مى‏شود!؟ شگفت از كسى كه يقين به مرگ دارد، چرا شاد است، يقين به حساب دارد، چرا غافل است، يقين به رزق دارد، چرا خود را به زحمت بيش از اندازه مى‏اندازد و يقين به دگرگونى دنيا دارد، چرا به آن اطمينان مى‏كند!؟ طبق احاديث، لطف و رحمت خدا مخصوص فرزندان بى‏واسطه نيست، بلكه در نسل‏هاى بعدى هم تأثير دارد و نيكوكارى اجداد، موجب عنايت خدا به ذريّه‏ى آنان مى‏شود.

تفسير نور    ج‏7    305    نكته‏ها: .....  ص : 305

امام باقر عليه السلام درباره‏ى شأن نزول «أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ» فرمودند: عاص بن وائل به خبّاب بدهكار بود، خبّاب براى دريافت طلب خود نزد او آمد، ولى عاص گفت: آيا شما معتقد نيستيد كه در بهشت طلا و نقره و حرير هست؟ خبّاب گفت: آرى عاص گفت: پس وعده‏ى ما در بهشت و قسم مى‏خورم كه در بهشت بهتر از آنچه شما داديد به شما داده شود.

تفسير نور    ج‏7    387    پيام‏ها: .....  ص : 386

11 حفظ افكار مردم از حفظ طلا مهم‏تر است. گاهى بايد براى ايجاد موج و مبارزه با منكر، اشياى قيمتى فدا شوند. «لَنُحَرِّقَنَّهُ» 12 غيرت دينى و قاطعيّت در برابر انحراف، لازمه‏ى رهبرى است. «لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ» (سوزاندن طلا و به دريا ريختن آن، تصميم قطعى موسى بود) 13 بايد نشان داد كه چيزهاى نابود شدنى شايستگى پرستش را ندارند. «لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ» 14 هر گاه باطلى را محو كرديد به جاى آن حقّ را مطرح كنيد. «إِنَّما إِلهُكُمُ اللَّهُ» 15 خدايى قابل عبادت است كه احاطه علمى بر همه چيز داشته باشد. «وَسِعَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً»

تفسير نور    ج‏8    30    [سوره الحج(22): آيه 23] .....  ص : 30

قطعاً خداوند كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى نيكو انجام داده‏اند، به باغ‏هايى كه نهرها از زير (درختان) آن جارى است، وارد مى‏كند، در آن جا با دستبندهايى از طلا و مرواريد زينت داده مى‏شوند و در آن جا لباسشان از ابريشم است.

تفسير نور    ج‏8    30    پيام‏ها .....  ص : 30

1 بهترين راه شادى و تفريح، استفاده از طبيعت است. «جَنَّاتٍ الْأَنْهارُ» 2 در كنار تهديد، اميد و بشارت لازم است، در آيه‏ى قبل فرمود: «ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ» و در اين آيه فرمود: «لِباسُهُمْ فِيها حَرِيرٌ» 3 يكى از زيبايى‏هاى قرآن، تناسب ميان بيم‏ها و اميدها، انذارها و بشارت‏هاى آن است. «قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ وَ لِباسُهُمْ فِيها حَرِيرٌ» 4 برهنگى ارزش نيست، بهشتيان هم لباس دارند. «لِباسُهُمْ فِيها حَرِيرٌ» 5 خداوند، محروميّت‏ها را جبران مى‏كند. ابريشم و طلا كه در دنيا براى مردان حرام است، در آخرت وسيله‏ى زيورشان خواهد بود. «ذَهَبٍ حَرِيرٌ» 6 زيبايى و موزون بودن كلمه‏ها و جمله‏ها، نوعى فصاحت است. (آخرين جمله‏ى آيه قبل «الْحَرِيقِ» بود و آخرين جمله اين آيه «حَرِيرٌ» است)

تفسير نور    ج‏8    229    نكته‏ها: .....  ص : 229

حضرت على (عليه السلام) مى‏فرمايد: اگر خداوند مى‏خواست هنگام مبعوث شدن پيامبران، درهاى گنج‏ها و معادن طلا و باغ‏هاى سرسبز و خرم را به روى آنان بگشايد، چنين مى‏كرد، ولى اگر اين كار را مى‏كرد مسأله‏ى آزمايش مردم از ميان مى‏رفت و همه‏ى آنان به عشق مال و رفاه گرد انبيا جمع مى‏شدند و نيّت‏ها خالص نبود.

تفسير نور    ج‏8    238    پيام‏ها .....  ص : 237

4 مربّى بايد با مردم حشر و نشر داشته باشد. «يَمْشُونَ فِي الْأَسْواقِ» 5 زندگى ساده انبيا، براى مردم آزمايش است. «يَمْشُونَ فِي الْأَسْواقِ وَ جَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً» (آرى، اگر پيامبران، زندگى مرفّه و كاخ و طلا داشتند، مردم به خاطر دنياطلبى، گرد آنان جمع مى‏شدند كه چنين گرايشى ارزش نداشت.

تفسير نور    ج‏8    249    نكته‏ها: .....  ص : 249

گاهى مى‏گفتند: چرا فرشته وحى را نمى‏بينيم؟ چرا پيامبر سرمايه و كاخ و طلا ندارد؟ و گاهى مى‏گفتند: چرا قرآن يك جا نازل نمى‏شود؟

تفسير نور    ج‏9    112    نكته‏ها: .....  ص : 112

كلمه‏ى «فتنة» به معناى گداختن طلا براى جدا كردن ناخالصى‏هاى آن است و چون در حوادث و سختى‏ها، جوهره‏ى انسان از شعارهاى دروغين جدا مى‏شود، حوادث و آزمايش‏ها را «فتنه» مى‏گويند.

تفسير نور    ج‏9    363    چند سؤال .....  ص : 362

اين آيه را در آيه‏ى سوّم سوره‏ى مائده خوانديم كه مطلب مربوط به ولايت و امامت و كمال دين و تمام نعمت و يأس كفّار و رضاى الهى، در كنار احكام مربوط به گوشت خوك و خون، نازل شده و اين گونه جا سازى‏ها رمز حفظ قرآن از دستبرد نااهلان است. درست همان گونه كه گاهى زنان هنگام خروج از خانه زيور آلات خود را در لابلاى پنبه‏هاى متّكا قرار مى‏دهند. با اين كه طلا و پنبه رابطه‏اى ندارند ولى براى محفوظ ماندن از دستبرد نااهلان اين كار انجام مى‏گيرد.

تفسير نور    ج‏9    502    [سوره فاطر(35): آيه 33] .....  ص : 502

(پاداش الهى و آن فضل بزرگ،) باغ‏هايى هميشه سرسبز است كه به آنها وارد خواهند شد، و در آنها با دستبندهايى از طلا و مرواريد زينت مى‏شوند و لباس آنان در آن جا (از) ابريشم است.

طلا در اسلام

تفسير نور    ج‏9    502    پيام‏ها: .....  ص : 502

1 تكثّر و تنوّع نعمت‏ها، يك ارزش است. «جَنَّاتُ» 2 از عنصر تشويق غافل نشويم. «جَنَّاتُ عَدْنٍ ... يُحَلَّوْنَ» 3 پاداش محروميّت موقت، كاميابى دائمى است. (اگر طلا و ابريشم، در چند روز دنيا بر مردان حرام شد، در بهشت، از آن بهره‏مند مى‏شوند.) «يُحَلَّوْنَ ... مِنْ ذَهَبٍ» ...

تفسير نور    ج‏9    502    پيام‏ها: .....  ص : 502

4 معاد، جسمانى است. (طلا و لؤلؤ مربوط به زينت بدن مادّى است.) «أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ»

تفسير نور    ج‏10    342    پيام‏ها: .....  ص : 341

(برخوردهاى مثبت و منفى هرگز يكسان نيست، و آثار آن در عمق روح افراد باقى مى‏ماند. «لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ» 3 يك نمونه‏ى عملى دعوت به سوى خدا (كه در آيه‏ى قبل آمده بود) دفع بدى‏هاى مردم با برخوردهاى خوب است. «ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» 4 در برخورد با مخالفان، اخلاق نيك كافى نيست، تهاجم اخلاقى لازم است «ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» (دفع بدى‏هاى دشمن با روش نيكو كافى نيست، بلكه به نيكوترين روش‏ها و برترين رفتارهاى اخلاقى نياز است). از محبت خارها گل مى‏شود از محبت سركه‏ها مُل مى‏شود 5 كيمياى واقعى، آن نيست كه مس را طلا كند، بلكه برخوردى است كه دشمنى را به محبّت تبديل نمايد. «ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» (روز فتح مكّه شعار بعضى از مسلمانان «انتقام، انتقام» بود ولى پيامبر اكرم فرمود: امروز روز انتقام نيست بلكه روز رحمت و مرحمت است).

تفسير نور    ج‏10    433    سيماى سوره زخرف .....  ص : 433

زخرف به معناى طلا و نقره و زينت مى‏باشد.

تفسير نور    ج‏10    463    [سوره الزخرف(43): آيات 53 تا 56] .....  ص : 463

(اگر موسى حقّ است) پس چرا دستبندهايى از طلا بر او نياويخته، يا (براى تصديق رسالتش،) با او فرشتگانى همراه نشده‏اند.

تفسير نور    ج‏10    464    پيام‏ها: .....  ص : 464

1 كسى كه منطق ندارد به ثروت و زينت تكيه مى‏كند و داشتن آنها را نشانه حقّ و نداشتن آن را نشانه باطل مى‏پندارد. «فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ» 2 زينت كردن مردان به طلا، كار فرعونى است. «أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ» 3 تضعيف رهبر الهى و القاى شبهه كار فرعونيان است. «أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ» ...

تفسير نور    ج‏10    472    [سوره الزخرف(43): آيات 68 تا 71] .....  ص : 472

ظرف‏ها و جام‏هايى از طلا بر آنان چرخانده مى‏شود و آنچه را كه نفس ميل داشته باشد و چشم (از ديدنش) لذّت ببرد در بهشت موجود است و شما در آنجا جاودانه هستيد.

تفسير نور    ج‏10    494    نكته‏ها: .....  ص : 494

كلمه «فتنه» در اصل به معناى قرار دادن طلا در كوره آتش است، تا از ناخالصى‏ها تصفيه شود، سپس براى هر نوع آزمايشِ سختى كه جوهره‏ى انسان را نشان دهد بكار رفته است.

 

تفسير نمونه    ج‏18    112    نكته‏ها: ارزيابى ارزشها! .....  ص : 111

1- فرعون جبار و زر و زورپرست به اطرافيانش مى‏گويد: من باور نمى‏كنم موسى از طرف خدا باشد اگر راست مى‏گويد پس چرا دست بند طلا به او داده نشده است؟!" فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ" (سوره زخرف آيه 53).

تفسير نمونه    ج‏18    267    ترجمه: .....  ص : 267

33- (پاداش آنها) باغهاى جاويدان بهشت است كه وارد آن مى‏شوند، در حالى كه به دستبندهايى از طلا و مرواريد آراسته‏اند و لباسشان در آنجا از حرير است! 34- آنها مى‏گويند حمد (و ستايش) براى خداوندى است كه اندوه را از ما برطرف ساخت، چرا كه پروردگار ما غفور و شكور است.

تفسير نمونه    ج‏18    268    تفسير: آنجا كه نه غمى است، نه رنجى، و نه درماندگى! .....  ص : 268

" اين پيشگامان در خيرات در آن بهشت جاويدان به دستبندهايى از طلا و مرواريد آراسته‏اند و لباسشان در آنجا حرير است"! (يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فِيها حَرِيرٌ).

تفسير نمونه    ج‏19    264    تفسير: حكم به عدالت كن و از هواى نفس پيروى منما! .....  ص : 261

سزاوار است اين جمله با آب طلا نوشته شود و در برابر ديدگان همه مخصوصا حكمرانان و قضات و مسئولين امور قرار گيرد.

تفسير نمونه    ج‏19    405    تفسير: خطوط اصلى برنامه بندگان مخلص .....  ص : 400

او براى خود امتيازى از اين جهات بر ديگران قائل نيست، و اين خود نشانه روشنى بر عظمت و حقانيت او است، نه همچون مدعيان دروغين كه مردم را به پرستش خويش دعوت مى‏كردند، و خود را ما فوق بشر، و از گوهرى والاتر معرفى كرده، و گاه پيروان خويش را دعوت مى‏كنند كه هر سال هم وزنشان طلا و جواهرات به آنها بدهند! او در حقيقت مى‏گويد: من همچون سلاطين جبارى كه مردم را موظف به وظايفى مى‏كنند و خود را" ما فوق وظيفه و تكليف" مى‏پندارند نيستم، و اين در واقع اشاره به يك مطلب مهم تربيتى است كه هر مربى و رهبرى بايد در انجام دستورات مكتب خويش از همه پيشگامتر باشد، او بايد اولين مؤمن به آئين خويش و كوشاترين فرد و فداكارترين نفر باشد، تا مردم به صداقتش ايمان پيدا كنند، و او را در همه چيز" قدوه" و" اسوه" خود بشناسند.

تفسير نمونه    ج‏21    4    محتواى سوره زخرف: .....  ص : 3

نام سوره از آيه 35 سوره گرفته شده كه از ارزشهاى مادى و" زخرف" (طلا و مانند آن) سخن مى‏گويد.

تفسير نمونه    ج‏21    57    تفسير: قصرهاى باشكوه با سقفهاى نقره‏اى!(ارزشهاى دروغين). .....  ص : 55

" زخرف" در اصل به معنى هر گونه زينت و تجمل توأم با نقش و نگار است، و از آنجا كه يكى از مهمترين وسائل زينت طلا است به آنهم" زخرف" گفته شده است، و اينكه به سخنان بيهوده" مزخرف" مى‏گويند به خاطر زرق و برقى است كه به آن مى‏دهند.

تفسير نمونه    ج‏21    57    تفسير: قصرهاى باشكوه با سقفهاى نقره‏اى!(ارزشهاى دروغين). .....  ص : 55

(1) بعضى" زخرفا" را عطف بر" سقفا" دانسته، و اشاره به وسائل زينتى مستقلى مى‏دانند كه در اختيار اينگونه افراد گذارده مى‏شود، و بعضى عطف بر" من فضة" دانسته‏اند و در اصل" من زخرف" بوده، سپس منصوب به" نزع خافض" شده، در اين صورت مفهوم جمله چنين مى‏شود كه سقفها و درها و تختهاى خانه‏هاى آنها را بعضى از طلا و بعضى از نقره قرار مى‏داديم (دقت كنيد).

تفسير نمونه    ج‏21    59    1 - اسلام ارزشهاى غلط را درهم مى‏شكند .....  ص : 58

" موسى بن عمران با برادرش وارد بر فرعون شدند در حالى كه لباسهاى پشمين در دست داشتند و در دست هر كدام عصاى (چوپانى) بود، با او شرط كردند كه اگر تسليم فرمان خدا شود حكومت و ملكش باقى مى‏ماند، و عزت و قدرتش دوام خواهد يافت، اما او گفت: آيا از اين دو تعجب نمى‏كنيد كه با من شرط مى‏كنند كه بقاى ملك و دوام عزتم بستگى به خواسته آنها دارد، در حالى كه فقير و بيچارگى از سر و وضعشان مى‏بارد! (اگر راست مى‏گويند) پس چرا دستبندهايى از طلا به آنها داده نشده است"؟

تفسير نمونه    ج‏21    59    1 - اسلام ارزشهاى غلط را درهم مى‏شكند .....  ص : 58

" اين سخن را فرعون به خاطر بزرگ شمردن طلا، و جمع‏آورى آن، و تحقير پشمينه‏پوشى گفت".

تفسير نمونه    ج‏21    59    1 - اسلام ارزشهاى غلط را درهم مى‏شكند .....  ص : 58

" اگر خدا مى‏خواست به هنگام بعثت پيامبرانش درهاى گنجها و معادن طلا و باغهاى سبز و خرم را به روى آنان بگشايد مى‏گشود، و اگر اراده مى‏كرد پرندگان آسمان و حيوانات وحشى زمين را همراه آنان گسيل مى‏داشت، ولى اگر اين كار را مى‏كرد آزمايش مردم از ميان مى‏رفت و پاداش و جزا بى‏اثر مى‏شد"!.

تفسير نمونه    ج‏21    62    2 - پاسخ به يك سؤال .....  ص : 61

وانگهى اينها در صورتى ارزش دارد كه در حد معقول و شايسته و خالى از هر گونه اسراف و تبذير باشد، نه ساختن كاخهايى از طلا و نقره و گرد آوردن زينتهاى انبوهى از سيم و زر! و از اينجا روشن مى‏شود كه نه بهره‏مند بودن گروهى از كفار و ظالمان از اين مواهب مادى دليل بر شخصيت آنها است، و نه محروم بودن مؤمنان از آن، و نه استفاده از اين امور در حد معقول، به صورت يك ابزار، ضررى به ايمان و تقواى انسان مى‏زند، و اين است تفكر صحيح اسلامى و قرآنى.

تفسير نمونه    ج‏21    78    تفسير: فرعونيان مغرور و پيمان‏شكن .....  ص : 78

زيرا" فرعون" نيز همين ايراد را به موسى داشت، و منطق او عينا همين منطق بود، فرعون او را به خاطر لباس پشمينه‏اش و نداشتن زيورآلات طلا مورد ملامت و سرزنش قرار داد.

تفسير نمونه    ج‏21    83    ترجمه: .....  ص : 83

51- فرعون در ميان قوم خود ندا داد و گفت: اى قوم من! آيا حكومت مصر از آن من نيست، و اين نهرها تحت فرمان من جريان ندارد؟ آيا نمى‏بينيد؟! 52- من از اين مردى كه خانواده و طبقه پستى است و هرگز نمى‏تواند فصيح سخن بگويد برترم! 53- اگر راست مى‏گويد چرا دستبندهاى طلا به او داده نشده؟! يا اينكه چرا فرشتگان همراه او نيامده‏اند؟ (تا گفتارش را تاييد كنند).

تفسير نمونه    ج‏21    84    تفسير: اگر پيامبر است چرا دستبند طلا ندارد؟! .....  ص : 84

تفسير: اگر پيامبر است چرا دستبند طلا ندارد؟!

تفسير نمونه    ج‏21    86    تفسير: اگر پيامبر است چرا دستبند طلا ندارد؟! .....  ص : 84

سپس فرعون به دو بهانه ديگر متشبث شده گفت:" چرا دستبندهايى از طلا به او داده نشده؟! يا اينكه چرا فرشتگان همراه او نيامده‏اند تا گفتار او را تصديق كنند"؟! (فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ).

تفسير نمونه    ج‏21    87    تفسير: اگر پيامبر است چرا دستبند طلا ندارد؟! .....  ص : 84

اگر خداوند او را رسول خود قرار داده چرا همچون رسولان ديگر به او دستبند طلا نداده و يار و معاونانى براى او قرار نداده است؟.

تفسير نمونه    ج‏21    87    تفسير: اگر پيامبر است چرا دستبند طلا ندارد؟! .....  ص : 84

مى‏گويند فرعونيان عقيده داشتند كه رؤسا بايد دستبند و گردن‏بند طلا زينت خود كنند، لذا از اينكه موسى چنين زينت‏آلاتى همراه نداشت، و بجاى آن لباس پشمينه چوپانى در تن كرده بود اظهار تعجب مى‏كند، و چنين است حال جمعيتى كه معيار سنجش شخصيت در نظر آنها طلا و نقره و زينت‏آلات است.

جایگاه طلا در اسلام

تفسير نمونه    ج‏21    87    تفسير: اگر پيامبر است چرا دستبند طلا ندارد؟! .....  ص : 84

لازم به يادآورى است كه" اسورة" جمع" سوار" (بر وزن هزار) به معنى دستبند است، خواه از طلا باشد يا نقره، و اصل آن از واژه فارسى" دستواره"

تفسير نمونه    ج‏21    113    ترجمه: .....  ص : 113

71- ظرفها (ى غذا) و جامها (ى شراب طهور) از طلا گرداگرد آنها مى‏گردانند، و در آن (بهشت) آنچه دل مى‏خواهد و چشم از آن لذت مى‏برد وجود دارد، و شما در آن هميشه خواهيد ماند.

تفسير نمونه    ج‏21    115    تفسير: آنچه دل بخواهد و چشم از ديدنش لذت برد... .....  ص : 113

و در سومين نعمت مى‏فرمايد" ظرفهاى غذا و جامهاى شراب طهور از طلا مملو از بهترين غذا و شرابهاى بهشتى به وسيله خدمتكاران مخصوص گرداگرد آنها مى‏گردانند" (يُطافُ عَلَيْهِمْ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَكْوابٍ).

تفسير نمونه    ج‏21    115    تفسير: آنچه دل بخواهد و چشم از ديدنش لذت برد... .....  ص : 113

گر چه در آيه فوق تنها سخن از ظرفهاى طلا به ميان آمده، و از غذا و نوشيدنيهاى آن بحثى نشده، ولى پيداست ظرفهاى خالى را هرگز براى پذيرايى اطراف ميهمانها نمى‏گردانند.

تفسير نمونه    ج‏21    167    تفسير: اگر ايمان نمى‏آوريد لا اقل مانع ديگران نشويد .....  ص : 167

" فتنا" از ماده" فتنه" در اصل به معنى قرار دادن طلا در كوره آتش براى تصفيه از ناخالصيهاست، سپس به هر گونه امتحان و آزمايشى كه براى آزمودن ميزان خلوص انسانها انجام مى‏گردد اطلاق شده است، آزمايشى كه سرتاسر زندگى انسانها و جوامع بشرى را فرا مى‏گيرد، و به تعبير ديگر تمام دوران زندگى انسان در دنيا در اين آزمايشها سپرى مى‏شود كه اين جهان دار آزمون است.

تفسير نمونه    ج‏21    347    7 - زهد پيشوايان بزرگ .....  ص : 347

در حديثى آمده است كه روزى عمر در" مشربه ام ابراهيم" (محلى در نزديكى مدينه) خدمت پيامبر ص آمد در حالى كه بر حصيرى از برگ خرما خوابيده بود و قسمتى از بدن مبارك او روى خاك قرار داشت، و متكائى از الياف درخت خرما زير سر داشت، سلام كرد و نشست، گفت: تو پيامبر خدا و بهترين خلق او هستى، كسرى و قيصر بر تختهاى طلا و فرشهاى ابريشمين مى‏خوابند، ولى‏

تفسير نمونه    ج‏21    457    نكته: اشراط الساعة چيست؟ .....  ص : 454

فرمود: آرى سوگند به كسى كه جانم در دست او است، اى سلمان! در آن هنگام پسران امت مرا با طلا تزيين مى‏كنند، و لباسهاى ابريشمين حرير و ديباج مى‏پوشند، و از پوستهاى پلنگ براى خود لباس تهيه مى‏كنند!.

تفسير نمونه    ج‏21    459    نكته: اشراط الساعة چيست؟ .....  ص : 454

باز مدتى كه خدا مى‏خواهد به همان حال مى‏مانند، سپس در اين مدت زمين را مى‏شكافند و زمين پاره‏هاى دل خود را بيرون مى‏افكند، فرمود منظورم طلا و نقره است، سپس به ستونهاى مسجد با دست مباركش اشاره كرد و گفت: همانند اينها! و در آن روز ديگر طلا و نقره‏اى به درد نمى‏خورد (و فرمان الهى فرا مى‏رسد) اين است معنى سخن پروردگار" فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها".

تفسير نمونه    ج‏22    139    تفسير: آداب حضور پيامبر(ص) .....  ص : 135

" امتحن" از ماده" امتحان" در اصل به معنى ذوب كردن طلا

تفسير نمونه    ج‏22    318    تفسير: سوگند به آسمان و چين و شكنهاى زيبايش! .....  ص : 312

" فتنه" در اصل به معنى قرار دادن طلا در كوره است، تا طلاى خوب و خالص از ناخالص شناخته شود، و به همين مناسبت به معنى هر گونه آزمايش و امتحان استعمال مى‏شود، و به معنى" دخول انسان در آتش" نيز آمده است، و گاه به معنى بلا و عذاب و ناراحتى چنان كه آيه مورد بحث نيز اشاره به همين معنى است.

تفسير نمونه    ج‏23    54    تفسير: سرانجام دردناك قوم ثمود .....  ص : 49

" فتنه" چنان كه قبلا نيز گفته‏ايم به معنى بردن طلا در بوته و آتش براى روشن ساختن ميزان خلوص آن است، سپس به هر گونه آزمايش و امتحان اطلاق شده.

تفسير نمونه    ج‏23    175    تفسير: دو بهشت ديگر با اوصاف شگفت‏آورش .....  ص : 175

" دو بهشت كه بناى آنها و هر چه در آنها است از نقره است، و دو بهشت است كه بناى آنها و هر چه در آنها است از طلا است" (تعبير به طلا و نقره ممكن است اشاره به تفاوت ارزش مواهب آنها باشد).

تفسير نمونه    ج‏23    176    تفسير: دو بهشت ديگر با اوصاف شگفت‏آورش .....  ص : 175

" دو بهشت از طلا است براى مقربان، و دو بهشت از نقره براى اصحاب اليمين".

تفسير نمونه    ج‏23    176    تفسير: دو بهشت ديگر با اوصاف شگفت‏آورش .....  ص : 175

(2)" در المنثور" جلد 6 صفحه 146- چنان كه گفتيم تعبير به طلا و نقره ممكن است اشاره به تفاوت مرتبه اين دو بهشت باشد.

تفسير نمونه    ج‏23    326    3 - پيشگامان در ايمان و جهاد و انفاق .....  ص : 325

گفتيم: آيا آنها از ما بهترند، اى رسول خدا؟! فرمود: اگر براى يكى از آنها كوهى از طلا باشد و در راه خدا انفاق كند به اندازه يك مد يا نصف آن كه شما انفاق مى‏كنيد پاداش ندارد، بدانيد اين تفاوتى است ميان ما و مردم و شاهد آن، اين سخن خدا است: لا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ ....

جایگاه طلا در اسلام

تفسير نمونه    ج‏25    224    تفسير: وليد آن ثروتمند مغرور حق نشناس! .....  ص : 222

و بعضى گفته‏اند باغها و مزارعى داشت كه غلات يكى تمام نشده ديگرى مى‏رسيد، بعلاوه داراى صد هزار دينار طلا بود، و همه اين معانى در كلمه" ممدود" جمع است.

تفسير نمونه    ج‏25    371    تفسير: پاداشهاى عظيم بهشتى! .....  ص : 362

در بعضى از آيات قرآن مانند آيه 30 سوره كهف آمده است كه بهشتيان يا دستبندهايى از طلا تزئين مى‏شوند" يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ" و اين منافاتى با آنچه در آيه مورد بحث آمده ندارد، زيرا ممكن است از جهت تنوع، گاه با اين تزيين كنند، و گاه با آن.

تفسير نمونه    ج‏25    371    تفسير: پاداشهاى عظيم بهشتى! .....  ص : 362

 

تفسير نمونه    ج‏25    371    تفسير: پاداشهاى عظيم بهشتى! .....  ص : 362

در اينجا اين سؤال پيش مى‏آيد كه مگر دستبند طلا و نقره زينت زنانه نيست؟ چگونه براى مردان بهشتى اين زينت ذكر شده؟

تفسير نمونه    ج‏25    371    تفسير: پاداشهاى عظيم بهشتى! .....  ص : 362

ولى جواب آن روشن است چرا كه در بسيارى از محيطها زينت طلا و نقره هم براى مردان است، و هم براى زنان (هر چند اسلام زينت طلا را براى مردان تحريم كرده) ولى البته نوع دستبندهاى مردان و زنان متفاوت است، و از آيه 53 سوره زخرف كه از قول فرعون نقل شده: فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ" چرا به موسى دستبندهايى از طلا داده نشده"؟ بر مى‏آيد كه دستبند طلا براى مردان در محيط مصر نشانه عظمت محسوب مى‏شد.

تفسير نمونه    ج‏26    345    تفسير: شكنجه‏گران در برابر مجازات الهى .....  ص : 344

" فتنوا" از ماده" فتن" (بر وزن متن) و" فتنه" در اصل به معنى قرار دادن طلا در آتش است تا ميزان خلوص آن روشن شود، سپس اين ماده (فتنه) هم به معنى" آزمايش"، و هم به معنى" عذاب و مجازات" و هم به معنى" گمراهى و شرك" به كار رفته است و در آيه مورد بحث به معنى عذاب و آزار و شكنجه است، نظير آن در آيه 13 و 14 ذاريات نيز آمده: يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ:" همان روزى كه آنها بر آتش سوزانده مى‏شوند، و به آنها مى‏گويند: بچشيد عذاب خود را، اين همان چيزى است كه در باره آن عجله داشتيد"! جمله" ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا" نشان مى‏دهد كه راه توبه حتى براى چنين شكنجه- گران ستمگرى باز است، و اين نهايت لطف پروردگار را نسبت به گنهكاران نشان مى‏دهد، و ضمنا هشدارى است به مردم مكه كه تا دير نشده است دست از آزار و شكنجه مؤمنان بردارند، و به سوى خدا بازگردند.

تفسير نمونه    ج‏26    423    تفسير: دورنمايى از نعمتهاى روحپرور بهشتى .....  ص : 420

" ابن عباس" مى‏گويد: اين تختهاى بلند چنان هستند كه وقتى صاحبان آنها اراده جلوس بر آن كنند تواضع مى‏كند و فرو مى‏نشيند، و بعد از جلوس به حال اول بازمى‏گردد! اين احتمال نيز وجود دارد كه توصيف اين تختها به" مرفوعة" اشاره به گرانبها بودن آنها است، و آن گونه كه بعضى گفته‏اند از قطعات طلا ساخته شده، و مزين به زبرجد و در و ياقوت است.

تفسير نمونه    ج‏27    252    تفسير: سوگند به جهادگران بيدار! .....  ص : 241

" حصل" از ماده" تحصيل" در اصل به معنى بيرون آوردن" مغز" از" پوست" است، همچنين به تصفيه معادن، و خارج كردن طلا و امثال آن از سنگ معدن اطلاق مى‏شود، سپس در معنى وسيعى يعنى مطلق استخراج و مجزا ساختن به كار رفته است، و در آيه مورد بحث منظور جداسازى خير و شرى است كه در دلها نهفته شده، اعم از ايمان و كفر، يا صفات حسنه و رذيله، و يا نيات خوب و بد كه در آن روز آنها از يكديگر جدا و ظاهر و آشكار مى‏شود، و هر كس بر طبق آن به پاداش كيفر خود مى‏رسد.

تفسير نمونه    ج‏27    320    2 - حرص بر جمع مال .....  ص : 319